امشب البته خبری از آجیل و شیرینی و ... نیست. انگار شبی بود مثل همه شب ها.
|
خوب امشب شب یلداست. شب یلدا همواره یاد آور شیرینی و آجیل و خانواده و دوستان است. شبی که خیلی طولانی است مثل شب انتظار. اما برای ما جنوبی ها امشب کوتاه ترین شب سال است. شبی کوتاه مثل شب امتحان که تا صبح می خواهی تلافی یک سال درس نخواندن را یکجا در بیاوری.
امشب البته خبری از آجیل و شیرینی و ... نیست. انگار شبی بود مثل همه شب ها. + نوشته شده توسط علیرضا در شنبه سی ام آذر 1387 و ساعت
23:27 |
برای چندمین بار از این اهرم زهرماری نیوزیلندی ها ضربه خوردم. به نظر می رسد که قرارداد و متن نوشته شده تنها چیزی است که بعضی از کیوی ها معنی آن را میفهمند و بعد بر اساس بندهای نامفهوم این قرارداد و با داشتن وکلای کارکشته سعی در ترکه کردن بقیه میکنند و هیچ اهمیتی هم به مسایل انسانی و حق و حقوق و ... نمیدهند. از دیدگاه بسیاری از این دوستان! حق چیزی است که تو میتوانی با قرارداد بگیری و نه چیز دیگر.
به دوستان هم وطن توصیه اکید میکنم٬ در صورتی که با این به اصطلاح جهان اولی ها کاری داشتید به هیچ وجه هیچ قراردادی را با آنها امضا نکنید. مطمین باشید انگلیسی جماعت از ایرانی زرنگتر است و بر اساس همین قرارداد ها بود که بسیاری از کشورها را مستعمره کردند. در صورتی هم که نیاز به امضای قرارداد داشتید٬ آن را چند بار (هر چند طولانی) مرور کنید و در صورت امکان با یک مشاور حقوقی تماس بگیرید. چون از میان بندهای نامفهوم و به نظر بی خاصیت این قراردادها٬ این حضرات چه پولها که به جیب نزده اند. به آنها گفتم که بابا این پول کارگری است٬ من چیزی را خراب نکرده ام که جریمه بدم. سرویسی استفاده نکردم که پولش زا بدم. اما آنها گفتند تو "قرارداد را امضا کردی" و امروز هم در مورد مفاد آن مسولی. اهمیتی ندارد که توجه کردی یا نه. مهم این است که تو امضا کردی امروز من ۴۸۰ دلار برای این مسله از دست دادم. برای حل مشکل و رفع اعتراض من به مشاور دانشگاه رفتم و ایشان هم پس از یک ساعت گفتگو! به من فهماند که من حقوق میگیرم که بگویم تو پول را بده. با توجه به اینکه به زودی به "برونئی٬ مالزی٬ سنگاپور و ایران مسافرت خواهم کرد٬ می خواستم پول را ندهم و در بروم که یکی از دوستان حقوق دان ما گفت " خیال کردی. بی چاترت میکنن. اسمت رو به عنوان افراد "بد کردیت" تو اینترنت میزنن و دیگه هیچکی بهت اعتماد نمیکنه" ما هم گفتیم جهنمم. حرامشون بشه میدم. و قرار شد دوشنبه پول را به حساب حضرات بریزم. اما .... با تمام شدن وقت اداری٬ این پدر سوخته ها! اکسس کارت من را به خابگاه باطل کردند و من هم فعلا برای هر ورود و خروج باید به یکی از دوستان زنگ بزنم تا از روی ترحم در را برای من باز کند. یعنی سه روز دردسر. چرا چون مثل بچه های اسکولارشیپ سعودی پول را دو دستی تقدیمشان نکردم و از حضرات شکایت کردم و آنها هم یک راه بی خطر یرای آزار من پیدا کردند. دوشنبه هم احتمال زیاد میگویند "وای حتما خیلی اذیت شدی. نمیدونیم مشکل از کجا بوده الان حلش میکنیم و ...." و این هم اذیت کردن پورفشنال. امروز به این باور رسیدم که ما ایرانی ها و زرنگ باریامون در مقابل زرنگ بازی های انگلیسی نژادها باید لنگ پهن کنیم. پس بهتره اصلا قراردادی باشون نداشته باشم( حداقل من اینوطوریم. بقیه ناراحت نشن).
میخواهم به مسافرت + نوشته شده توسط علیرضا در شنبه سی ام آذر 1387 و ساعت
0:9 |
چند روز پیش بود که با یکی از دوستان درباره اقتصاد ضعیف نیوزیلند در مقابل قول اقتصادی استرالیا و مخصوصا بحران اخیر اقتصادی آن گفتگو میکردم. انچه به نظر میرسد این است که نیوزیلند حداقل ۶ ماه پیش از مشکلات کنونی جهان صنعتی دچار رکود شد و امروز هر روز تعدادی از بنگاه های صنعتی به مرز ورشکستگی میرسند و مجبور به رها سازی کارگرانشان می شوند. اما واقعا مشکل نیوزیلند چیست؟
نیوزیلند کشور به اصطلاح جهان اول است پس حقوق انسانها در آن ارزش دارند٬ عدالت و مبارزه با فقر برای مردم و البته دولت منتخب مردم اهمیت زیادی دارد. به نظر میرسد مشکل همین جا باشد چرا؟
و البته ادعاهای حقوق بشری هم پول می خواهد و این پولها هم طبیعتا از مالیات باید تامین شود. نتیجه این می شود که برای خیلی ها بهتر است به جای کار کردن٬ بچه آوردن٬ اخراج شدن٬ زندان رفتن٬ طلاق گرفتن و یا بیمار شدن تجارت بهتری باشد. به جای آنکه بین یک سوم تا یک پنجم درامدت ار مالیات بدهی همان پول را بدون کار کردن از دولت میگیری.
+ نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 و ساعت
14:52 |
امروز را به دعوت یک دوست هندی و دو دوست از جزیره های اطراف به ساحل میشن بی رفتیم . چهار دوچرخه به قیمت ۸۰ دلار برای یک ساعت کرایه کردیم و به گردش در ساحل بسیار زیبای میشن بی پرداختیم. شاید بعد از مدتها مشکلات مختلف بتوانم بگویم واقعا از آن لذت بردم. هوای بسیار عالی و آفتابی اوکلاند و ساحل آرام اقیانوس در کنار مردمی که به تفریح و آفتاب گرفتن مشغول بودند یکی از شادترین لحظاتم را در اوکلاند ایجا کرد.
دوستان میگویند من همیشه از غربی ها انتقاد کرده ام. اما واقعا فضای ساحل آرام میشن بی در حالی که هیچ کس مزاحم کس دیگری نمی شود و تمام فرهنگها محترمند ارزشمند است. + نوشته شده توسط علیرضا در شنبه بیست و سوم آذر 1387 و ساعت
20:10 |
مدتی پیش مطلبی درباره سفارت ایران در نیوزیلند نوشتم. موضوع خیلی ساده و سر راست بود. این دفتر خدمات دانشجویی ارایه نمیکند و مثل مالزی دانشجوها را تحویل نمیگیرد.
تا اینجای قضیه مشکلی نبود٬ مشکل در واقع تیتر انتخابی من بود که بسیار حساسیت زا شد. و نتیجه آن شد که پس از مدتی با جستجوی نام این دفتر محترم٬ عبارت " برگ چغندر" در اولین نتیجه جستجوی گوگل مشاهده می شد. بعد از چند روز دوست عزیز وبلاگنویسمان مهندس جوان به تعریف از سفارت ایران در مالزی پرداختند و به عنوان شاهد هم یک لینک اختصاصی به وبلاگ مفلوک " سرزمین جنوبی" دادند. نتیجه حیرت انگیز بود. گوگل در یک اشتباه جالب٬ دفتر محترم ذکر شده را مساوی " برگ چغندر" می دانست و با جستجوی این عبارت در صفحه اول نام نمایندگی کشورمان در نیوزیلند می آمد و البته مطالب مربوط به آن. از دیروز هم جناب گوگل٬ برای خونثی سازی این بمب خودساخته٬ کلیه لینکها و نتایج جستجو درباره مطلب نوشته شده را از تمام سرچ ها و گذارشهایش پاک کرد. من هم البته طبیعی است که تصمیم گرفتم دیگر از این غلط ها نکنم٬ به نظر می رسد گاهی یک انتقاد ساده در اینترنت به راحتی چو می شود و ممکن است در بازگشت کار دست آدم بدهد. + نوشته شده توسط علیرضا در شنبه بیست و سوم آذر 1387 و ساعت
3:4 |
انقلاب ۵۷ در واقع آغاری بود بر پدیده مهاجرت ایرانیان و ساکن شدن آنها در کشورهای دیگر و امروز تقریبا در همه کشورهای مهاجر پذیر جمعیت ایرانی یافت می شود. هر چه بیشتر میگذرد ایرانیان متولد یافته در خارج از ایران و بزرگ شده در کشورهای دیگر بیشتر و بیشتر می شوند. حال جایی برای این سوال وجود دارد که فرزندان ایرانیان مقیم که کم کم در سن و سال سی سال هم یافت می شوند چه حسی به زادگاهشان دارند. شاید قضاوت درباذه ایرانیان هنوز زود باشد اما با مقایسه ای اجمالی در گروه های قومی دیگر می توان در مورد ایرانی ها هم پیش بینی هایی کرد.
نیوزیلند کشور مهاجر پذیری است و از تمام دنیا در آن یافت می شود. اروپایی های نیوزیلند اعم از ایرلندی کروات آلمانی اسپانیولی پرتقالی و... دیگر هیچ حسی نسبت به کشور مبداشان ندارند. حتی نسل دوم این مهاجرین هم به طور کامل زبان و زادگاه والدینشان را فراموش کرده اند و میگویند ما "کیوی" هستیم. انگلیسی را هم با لحجه غلیظ نیوزیلندی صحبت میکنند و نیوزیلند را تنها خانه خود میدانند. جزیره ای ها که از کشورهای اطراف آمده اند نیز خود را نیوزیلندی مینامند اما همچنان به زبان و فرهنگ خودشان پایبندند و رنگ پوستشان مانع از اختلاط کامل آنها با اروپایی نژادها شده است. هندی ها و چینی ها اما وضعشان کاملا متفاوت است. بسیاری از آنها سالهای سال است که پدرانشان در نیوزیلند مقیم بودنه اند و قدمتشان حتی از اروپایی ها هم بیشتر بوده. اما خود را چینی یا هندی میدانند. انگلیسی را با لهجه محلی شان صحبت میکنند. هیچ گاه از یک هندی یا چینی نشنیده ام که بگوید من " کیوی" هستم. البته در بین هندی ها گروهی کاتولیک یافت می شود که استعمار زبان خود را هم علاوه بر مذهب به آنها تحمیل کرد و امروزه میگویند ما هندی بلد نیستیم و تنها به زبان انگلیسی با لهجه هندی صحبت میکنند. دوستی را می شناسم که ثمره ازدواج یک مرد هندو با یک زن کاتولیک است. او هم به کلیسا میرود و هم به معبد هندوها. در عین اینکه عیسی مسیح را تنها نجات دهنده میداند٬ خداهای هندو را هم پرستش میکند. البته در مورد ازدواجهای خارجی در نیوزیلند٬ در بیشتر موارد فرهنگ رایج این کشور٬ فرهنگ خانواده میشود و فرزندان هر دو زبان و فرهنگ را فراموش می کنند. اگر هم گرایشی داشته باشند معمولا این گرایش مادر است که قویتر است. ایرانی ها در این جامعه نسبتا با هوش و موفق عمل کرده اند. بسیاری از دوستان نسل دومی علاوه بر حفظ ربان و فرهنگ خود به طور تقریبا کامل در جامع پذیرفته شده اند و در مواقع لزوم میگویند " ما کیوی هستیم" و هر وقت خرشان از پل گذشت میگویند " بابا مگه بمیریم کیوی بیشیم البته گروه های دیگری هم هستند که در کشورهای دیگه زندگی میکنن و ادعای ایرانی بودن دارن. از آن جمله زردشتی های هند هست که بهشون " پارسی" میگن. پارسی ها ۱۰۰٪ ایرانی موندن و اسماشون و فرهنگشون کاملا ایرانیه. مدیر عامل بزرگترین شرکت اتوموبیل هندی و رییس یکی هتل هفت ستاره در بمبی هم پارسی هستند. ادعا می شه کرواتها ایرانی بودند و از ایران به کرواسی مهاجرت کردند. اما واقعیت اینه که در حال حاضر کوچکترین اشتراک فرهنگی هم با ایرانی ها ندارن. + نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 و ساعت
22:1 |
در ایران بسیاری از جنبش های اجتماعی از دانشگاه شروع می شود. انجمن های اسلامی که با انتخابات مستقیم روی کار می آیند و در واقع نماینده تمام تفکرات دانشجویی ( نه صرفرا اسلامی ) هستند به عنوان گروهی منتقد حاکمیت و در واقع به عنوان قلب سیاسی کشور همواره فعال بوده اند و حتی سکوتشان هم به مذاق حاکمیت خوش نیامده است.
در مالزی فعالیت سیاسی به طور کلی برای دانشگاهیان ممنوع است و موجب اخراجشان از سیستم دانشگاهی می شود. اما اوضای نیوزیلند کاملا متفاوت است. مثلا در دانشگاه تکنولوژی اوکلاند که یکی از بزرگترین دانشگاه های نیوزیلند است٬ دفتر " انجمن دانشجویی" که منتخب هم می باشد فقط محلی برای فروش بلیط است. رییس انجمن منتخب که چندین سال است همچنان رییس مانده است(جان هرمان) کارمند تمام وقت دانشگاه محصوب می شود و بقیه نماینده ها هم به تناسب کارشان پولی دریافت میکنند. وظیفه این انجمن هم انتشار نشریه ۱۰ صفحه ای "دبیت" و پخش کمک های مالی بین کلاب های مستقل دانشجویی است که فعالتزین آنها کلاب دانشجوهای هند و همچنین کلاب رقص سلسا است. در این دانشگاه اساسا کسی حوصله اعتراض ندارد همه دانشجویان بجز دانشجوهای اسکولارشیپ بگیر کشورهای میدل ایست( مخصوصا سعودی) سر کار می روند و اگر وقتی باشد هم صرف گشتن برای یافتن دوست دختر/پسر و یا چرخیدن با دوست یافت شده تا یافتن دوست بعدی می شود. + نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت
23:0 |
تا زمانی که در ایران بودم ایین مسیحیت را چیزی مشابه اسلام میدانستم. و اسلام را ویرایش کامل شده مسیحیت یعنی همانطور که دقیقا در کتابهای درسی نوشته شده است. اما مسیحیت به عنوان بزرگترین مذهب و با داشتن بیشترین تعداد معتقدان تفاوت های اساسی با اسلام دارد و اصولا مذهبی از جنسی متفاوت با اسلام و یهودیت است. از نظر تاریخی عیسی فردی یهودی بود و بنا بر باور دین ![]() یهودیت ادعا نمود که مسیح و نجات دهنده قوم یهود و همان فردی است که همه منتظرش بودند. بنا بر باور دین یهود او فردی یهودی بود که به دروغ خود را "مسیح" نامید و مسیح زنده است و در آخر زمان باز خواهد گشت. بر باور بیشتر گروه های مسیحی, او همان خداست ( نه پیامبری از طرف خدا به تعبیر مسلمانان). مسیحیان اعتقاد دارند که پدر (خدای در آسمان) از لطف و محبت خودش پرتوی از وجود خودش را برای سعادت انسانها به زمین فرستاد تا آنها را به راه راست هدایت نماید و او به مکافات جنایات بشریت (مخصوصا مسیحیان) کشته می شود و به صلیب کشیده می شود تا دیگر به مانند قوم یهود که برای شستن گناهانشان از قربانی استفاده میکردند نیازی به این کار نباشد و این رسم و سایر رسوم سخت مذهبی در یهودیت در واقع با آمدن مسیح منقرض می شوند.
از آن پس و پس از شهادت روح خدا, دیگر کسی از مومنان ( مسیحیان) به دوزخ نخواهد رفت. و صرف اعتقاد به مسیح برای رستاخیز شدن کافی است و این اعتقاد شما را فرا خواهد گرفت و باعث می شود وجود خدایی ÷یدا کنید. بر اساس نوشته های بالا طبیعی است که وقتی خدا خودش برای سعادتمندی بندگان به زمین می آید دیگر جایی برای فرستادن فرستاده و پیامبر وجود نخواهد داشت بلکه همه منتظر بازگشت روح خدا به زمین و نزول برکت بر آن هستند. لذا طبیعی است که مسیحیت ادیان بعدی را همه و همه اشتباه و کفر بخواند. نظر مسیحیت در مورد شیطان هم تا حدود زیادی عجیب به نظر می رسد و در عمل قدرتی مستقل از خداوند بزای شیطان تعریف می شود تا خدا را از انجام کارهای بد منزه کند. از نظر زندگی روزمره مسیحیان بسیار متفاوت هستند و بسته به مذهب خاصشان رفتارهای متفاوتی دارند. مثلا در یک مهمانی با کمال تعجب متوجه شدم یکی از دوستان علاوه بر نخوردن مشروبات الکلی از چای و قهوره هم دوری میکرد. دلیل را که از او پرسیدم به من گفت که " مورون" است. کنجکاو شدم و بیشتر از او پرسیدم و فهمیدم ایینی بسیار سخت دارند. برای ازدواج تنها میتوانند با فردی از کلیسای خودشان ازدواج کنند. مشابه کاتولیک ها طلاق ندارند و.... خلاصه هر کدام از مذاهب پروتستانها انگلیکن ها ارتودوکسها متودیست ها و.... ایین ویژه ای دارند و جالب اینجاست که اکثر آنها هم بقیه مذاهب را کافر می دانند. + نوشته شده توسط علیرضا در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت
13:39 |
بودا شاهزاده ای هندی بود که در روز ازدواجش خانه و مقام و هر آنچه داشت را رها میکند و با اعتراض به نظام طبقاتی هند و اشرافیت خاندانش به کوه و جنگل پناه میبرد و به مدیتیشن و عبادت می پردازد و پیروان بسیاری پیدا میکند.
همکنون بودا یکی از خدایان هندو است. البته در همه جا مورد پرستش قرار نمیگیرد( ارجاع به آیین هندو و زندگی پیوستن خوبان به خدایان). اما ایین بودایی چیزی کاملا متفاوت از مکتب هندویسم است. امروزه این آیین در کنار مسیحیت و اسلام جزو مذاهب بسیار فعال می باشند و بیشترین درصد رشد را مخصوصا در میان طبقه روشنفکر و تحصیل کرده دارد. البته با توجه به نفوذ فکری این مکتب در شرق٬ قبلا بیشتر نفوذ مذهب بودایی به شرق محدود می شد اما امروزه و با گسترش ارتباطات نفوذ این مذهب در کشورهای دارای آزادی بیان همانند آمریکا بیشتر و بیشتر می شود. باید توجه داشت که بودایی بودن افراد الزاما به معنی پذیرش کامل چیزی که امروز به "مذهب بودا" مرسوم است و در واقع مدرن شده آیین هندویسم است نمی باشد. بودایی بودن در واقع به معنی پذیرش یک سری دستورات اخلاقی و انسانی است و بسیار از مسیحیان ایالات متحده علی رغم ایستادگی در مذهبشان٬ پیرو دستورات اخلاقی بودا نیز می باشند. اما ایین بودا چیست: بودا دو دسته قوانین برای دارد. گروه اول برای افراد معمول و عوام است و گروه دیگر هم برای خواص و انسانهای پرهیزکار است. گروه دوم عملا شامل اکثر انسانها نمی شود و آنچه که امروز از آیین بودایی پخش می شود در واقع همان دستورات اخلاقی گروه اول است. با توجه به زیاد بودن رفرنس ها در اینترنت از این دستورات اخلاقی و تفسیر آنها میگذریم. اما آنچه یک بودایی را متمایز میکند شاید خیر خواهی و محبت او به همه باشد. یک بودایی نمی تواند کینه و دشمنی دیگران را در دل راه دهد و بخشندگی و انساندوستی نیز جزوی از شخصیتی است که از او ساخته می شود. متاسفانه همانند سایر مذاهب٬ ایین بودا نیز در اثر مجاورت با شرق و تاثیر تفکرات سنتی چینی ها به خرافات آلوده شده است. حال آنکه در هیچ کجای این مذهب اثری از این خرافات نیست. از نظر ریشه ای هم مسلمانان شبه قاره بودا را همان "ذولکفل" و اهل کتاب میدانند. البته این تصور به نظر نویسنده اشتباه است. چون در ایین بودا به جای بندگی و بردگی خداوند به انسان و به دست اوردن کمالات انسانی اهمیت داده می شود و در واقع این مذهب را می بایست جزو مکاتب اومانیستی و غیر خدا محور طبقه بندی کرد. دالایی لاما٬ رهبر بوداییان تبت را شاید بتوان روشنفکر ترین رهبر مذهبی دانست. در کنگره ای که توسط روانشناسان برگذار شده بود و زمانی که از ایشان درباره روشهای درمان روان و تضادشان با روش های بودایی پرسیده شد جواب داد " مهم این است که انسان روانش تسکین یابد و از زندگیش لذت ببرد شاد باشد" و روش های پزشکی را به طور کامل تایید کرد. اما باید در نظر داشت که رفتار مسالمت جویانه بواداییان چندان به نفعشان نبوده و احساس قناعت و رضایت از زندگی که حاصل مذهب بودایی است در بسیاری از موارد مانع از کار و تلاش فراگیر در رسیدن به امور دنیایی شده است. + نوشته شده توسط علیرضا در جمعه پانزدهم آذر 1387 و ساعت
16:33 |
لحظاتی پیش از کنسرت سلطان پاپ ایران ابی برگشتم همراه با صدای او ساعاتی به یاد ماندنی را سپری کردم. این کنسرت از چندین جهت برایم با اهمیت بود. با وجود برگذاری کنسرت در روز غیر تعطیل٬ مشکل ترانسپورت و... تقریبا تمام صندلی های سالن پر شده بودند. این نسرت از چندین جهت برای من مورد اهمیت بود:
+ نوشته شده توسط علیرضا در جمعه پانزدهم آذر 1387 و ساعت
0:1 |
|
|