تبليغاتX
سرزمین جنوبی
حزب کارگر با عکس خانم هلن کلارک و با نمایش کلارک و کارگر

حزب عمل با شعار : تحمل ناپذیری در مقابل جنایت

حزب سبز با شعار : برای من رای دهید (اشاره به کره زمین)

تقریبا تمام شهر را پر کرده اند. دیروز هم تبلیغات انتخاباتی ماوری ها با استفاده از هواپیما و لیزر جلب توجه می کرد. اما بالا آمدن هر کدام از این حزب ها چه تاثیری بر ما دارد. احتمالا هیچ

+ نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 و ساعت 22:17 |
حسین نوشت:
آقای نویسنده عزیز!

در مورد انگیزه زندگی در خارج:

بعضی میگن ما آدمهای اصولی هستیم به این مفهوم که یک سری اصوی پایبندیم

ولی دوست ندارین ریش بذاریم و پیراهن یقه سفید بپوشیم

و بدتر از همه متملق و جاسوس باشیم
و این باعث میشه از همرده خودمون عقب بیوفتیم و حقوق کمتر ، رده پایینتر و....

خب این طرز فکر بعث میشه آدم زیردست کسانی کار کنه عمیقا از اونها متنفره!! و امکان ارتقا رده هم براش نیست!

به اعتقاد من، مهاجرت دوای این درد نیست:

چون یک مهاجر هم ، و به خصوص مسلمان و از خاور میانه هم که باشه دیگه بدتر، در تبعیضه، به لحاظ دستمزد و شخصیت اجتماعی و.....

پس میبینید که اونجا هم باز از یک نوع دیگر، تبعض وجود دارد

پس با مهاجرت شکل مشکل عوض میشه، و خود مشکل سر جاش حل نشده باقی میمونه

شما نظروتون چی هست؟

و باز حسین نوشت:

http://images.blogfa.com/post-348.aspx

لطفا به سوال بنده جواب بدهید.

نظر من: حسین جان. هاجرت همه اش فرار نیست. تا جایی که من میدانم در ایران هم اونقدر شرایط بحرانی نیست. شما می توانید در یک شرکت خصوصی کار کنید و دیگر از این مسایل دور باشید.

اما مهاجرت گاهی واقعا لذت بخش می شود. مثلا شما در چند کامنت گذشته برایم از افرادی نوشته بودید که با فوق لیسانس ماهی ۱۵۰ هزار تومان در تهران میگیرند. خوب هزینه زندگی در شهری مثل نیویورک ۳ برابر تهران است. حالا اگر این ۱۵۰ هزار تومان ماهیانه تبدیل به ۵۰۰۰ دلار ماهیانه شود چه. مسله مهم دیگر هم پروفشنال بودن غربی هاست. یعنی از تو می خواهند کار را انجام دهی و پول بگیری و برایشان مهم نیست چه میکنی.

هر روزی که هندی های اینجا و یا مالزی را میدیدم فحشی نثار گاندی میکردم که این ملت را به این روز انداخت و اینقدر تعصب و جاهلیت را در بینشان پخش شد. مطمین باش مسلمانان یک درصد مشکلات هندی ها را هم ایجاد نمی کنند اما کسی با هندی ها مشکل ندارد. تنها چیزی که ممکن است افراد را بترساند تهدید امنیتی است. که مطمین باش تا نظر سرویس های اطلاعاتی غربی در موردت مثبت نباشد اجازه ورود به کشورهای غربی را نمی بابی. پس از آن نظر هم مشکلی نیست.

+ نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 و ساعت 20:40 |
۵ دقیقه مشورت با دکتر متخصص ۱۹۰ دلار. واقعا وحشتناکه. پس بهتر است حتما بیمه باشد. شخصا ۴۷۰ دلار برای بیمه یکساله پول پرداخت کردم.  البته این همه ماجرا نیست چنانچه شهروند نیوزیلند باشید می توانید به صورت رایگان از امکانات بیمارستان اکلند استفاده کنید. در ضمن در صورت تصادف٬ حتی اگر توریست هم باشید٬ تمام هزینه های درمانی شما در بیمارستانهای دولتی قابل پرداخت است.
+ نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 و ساعت 18:26 |
+ نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 و ساعت 17:42 |
دوست عزیز سلام.

 یه آدم که از نظر مالی تامینه و نیازی هم به کار نداره و فقط می خواد که به همراه خانواده اش در نیوزیلند زندگی کنه چه راهی برای اقامتش وجود داره؟

برای دوره ی دکترا می شود در نیوزیلند درس خواند؟شرایطش چطوره؟

ممنون میشم پاسخ بدید[لبخند]

جواب من: شرمنده اما آدمی که اینقدر پول دار باشه نمی شناسم. نه اینکه نیست بلکه به نظر به صرفه نمییاد. من هم اگه خونه بابام رو بفروشم دیگه نیاز به کار کردن ندارم ولی آیا واقعا این کارا می صرفه بابا اینجا واقعا گرونه. من دارم ماهی  حدود ۱۲۰۰ دلار خرج میکنم و یک زندگی بسیار ساده دارم. بعد شما با خانواده می خوای بیای نیوزیلند و دنبال کار نیستی که چه بشه. واقعا چه چیزی در یک کشور غربی وجود داره که شما اینقده مشتاق هستی.

فرض کنید هم اینجا همه چیز کامل باشد. یعنی در بهترین استاندارد. خوب که چه؟ شما در کجا هستید؟

متاسفانه بازی کشورهای انگلیسی هم همین است. امروز از بسیاری از ایرانیان  داخل بپرسی می گه " ایول رفتی بهشت. اوه ....! خوش به سعادتت. کاش ما جای تو بودیم و هر شب با یکی. وای مشروب هم که مفته. خوب این از دوستان بقیه هم که با ما رودربایسی دارن می گن آه آزادی بیان! امنیت اجتماع سالم. عجب بهشتی هستی. کاش ما تمام زندگی مان را میدادیم و جای تو بودیم.

  •  شکی نیست که اینجا آزادی بیان و  بسیار بهتر از ایران است. اما آزادی بیان به چه دردت می خورد وقتی که نه وقتی برای بیان داری و نه نظری. می خواهی چه بگویی که از این آزادی بیان استفاده کرده باشی.
  • در  دنیای غرب آزاد است. و این به معنای آن نیست که حوری ها دورت ریخته اند. بلکه می توانی یک دوست دختر انتخاب کنی و بعد از کلی دردسر هم با او باشی. دوست دختر- دوست پسر این دیار هم دست کمی از ازدواج در ایران ندارد. مسولیت پذیری می خواهد. البته تفریحات خاص هم برای وجود دارد. اما خودغربی ها هم پول اضافه ندارند که به این مسایل اختصاص دهند. حال  یک ایرانی حتی شاغل چه طور میتواند پول یک هفته اش را صرف تفریح یک ساعته اش کند.
  • مشروب آزاد است و ارزان. اما واقعا در ایران نمی توان مشروب یافت که به خاطر آن جلای وطن و موقعیت اجتماعی گفت.
  • مملکت امنیت دارد. اما امنیت به درد فرد پولدار می خورد. اگر در جامعه ای قرار است در قشر ضعیفش باشی٬ همین طوریش هم امنیت داری. چرا چون دزد و جانی به دنبال پول٬ قدرت و... می گردد. حال اگر شما چیزی نداشته باشید کسی کاری به کارتان ندارد.
  • فرض کنید به یک رستوران درجه یک در یک هتل ۵ ستاره می روید و پول ندارید غذا بخرید. خوب چه شودی به شما می رسد. ایا نگاه کردن اینکه دیگران غذا می خورند و شما پولی برای خریدن ندارید لذت بخش است؟

و البته این برای رد دلایل هر جورد آمدن به غرب است. اما واقعیت این است که هم فرصتها و هم دستمزدها در غرب بالاتر است. پس اگر می توانید یک کار خوب با دستمزد معمول پیدا کنید بیایید و گرنه وقت و عمر و زندگی تان را بی خود هدر ندهید. اگر هم در ایران جایگاهی ندارید آنوقت هم بیایید چون بیکار بودن اینجا خیلی خیلی بهتر است از بیکار بودن در ایران و برای کارگران ماهر و بی ادعا به مراتب بیش از مهندسی با تجربه فرصت کاری است.

مشتاق بودن بیش از حد ایرانیان برای رفتن به ایران به هر قیمت امروز برای ایرانیان مقیم کشورها هم دردسر شده است. امروز حتی برای ازدواج با ایرانیان داخل و خارج واقعا مشکل شده است. در بسیاری موارد زوج و یا زوجه پس از گرفتن اقامت فورا از همسرش جدا شده و معلوم شده که اساسا از همان ابتدا تنها هدف طرف داخل ایران گرفتن اقامت بوده و هیچ علاقه ای به طرف مقابل نداشته است. چرا؟ در انتها دوست عزیز اگر می خواهی اینجا پول در بیاری من در حد امکان کمکت میکنم. اما اگر می خواهی خوش بگذرانی در همان ایران بمان که بهتر از هر جا می توانی تفریح سالم و نا سالم داشته باشی. ضمنا ترکیه٬ مالزی٬ تایلند هم جاهای قشنگی هستند که هم ارزانتر هستند و هم اینکه تمامی امکانات تفریحی را در اختیارتان می گذارد و هزینه اش هم چندان بالا نیست.

+ نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 و ساعت 15:53 |
امروز اولین برشور تبلیغاتی را در خیابان های اکلند دیدم. برشور مربوط به حزب سبز بود که دختر بچه ای را در کنار ساحل نشان میداد و زیرش نوشته شده بود برای من رای دهید.

انتخابات امسال به عقیده بسیاری درواقع به جنگ سوسیالیست و سرمایه داری می انجامد.در نیوزیلند ملکه الیزابت دوم حاکم نیوزیلند است که البته این سمت کاملا فرمایشی است و خانم هلن فرانکلین که نخست وزیر نیوزیلند است و کشور در دست احزابی است که عقایدی نزدیک به دموکراتها در آمریکا دارند. حمایت اجتمایی از فقرا و نیازمندان در نتیجه عقیده به بالا بودن مالیاتها برای تامین بودجه آن از مشخصه های عمده آنها می باشد. اخیرا البته احزاب مخالف که خیلی شبیه جمهوری خواه ها می باشند موضوع سیاست های اقتصادی نیوزیلند در حمایت نسبتا زیاد از فقرا و نیازمندان و در نتیجه سطح بالای مالیاتها را به چالش کشیده اند و به نظر می رسد از امید بالاتری برای بردن نتیجه انتخابات و تغییر سیاست های عمومی نیوزیلند بر خوردار باشند

+ نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 و ساعت 18:47 |
در ایران ماهواره غیر قانونی است و این یک مزیت بسیار بزرگ است. باور نمیکنید. سری به کشورهای دیگر بزنید تا ببینید غیر ثانونی خیلی خوشمره تر است. در ایران بالای هر خانه ای یک دیش است و این غیر قانونی است لذا دولت هم هیچ مسولیتی در قبال کپی رایت و هزینه اشتراک شما ندارد. در مالزی استرالیا انگلیس و البته نیوزیلند برای گرفتن ماهواره و اشتراک آن کلی باید پول پرداخت کرد. دستکاری شبکه ها و دسترسی به شبکه های تلویزیونی به تریق برنامه نویسی و ... هم جرم خصوصی و جدی تلقی می شود و ممکن است شما را راهی زندان کند. اما در ایران همه کانالها باز است و نهایت جرم شما میتواند استفاده از تجهیزات ماهواره باشد که تا ۴۰۰ دلار جریمه است. یعنی حالگیری کوچولو.

البته این مساله در مورد مشروبات الکلی و...  هم چنانچه شرایط ایران( که جرم جدی تلقی می شود)٬ مالزی ( برای مسلمانان ممنوع است اما دولت بی خیال است) و نیوزیلند که کاملا قانونی است اما دولت به شدت فروش آن را به نوجوانان و در فروشگاه های معمولی محدود کرده است مقایسه کنیم هم دیده می شود.

شاهین نوشت:

دوست عزیز:

مبالغی که مردم در کشورهای پیشرفته به عنوان کپی رایت مپردازند, صرف اشتغال گروه بزرگی از افراد همان جامعه میشود . پس دادن این پولها چیزی نیست بجز فراهم آوردن کار برای همنوعان خود شما.

ازسوی دیگر وقتی گروهی در ایران به خودشان اجازه میدهند به صرف اینکه شما در منزل شخصی خودتان برنامه دلخواه خود را تماشا میکنید, به خانه اتان بریزند و تمام زندگی شما را تفتیش کنند,نمیتوان این وضع را شایسته کرامت انسانی و آزادی خداد دانست.

بر مردمی که در ایران زندگی میکند ایرادی نیست اگر اینگونه فکر کنند, چرا که در آن جامعه 30 سال است که غیر این ندید ه اند.

اما فکر نمیکنید که بعنوان یک فرد تحصیل کرده و دنیا دیده به هموطنان خود آدرس عوضی میدهید؟

نظر من: این موصوع از دو جهت قابل بررسی است. از نظر جامعه٬ کاملا با شما موافقم. البته به شرطی که شرایطش فراهم آید. مثلا پذیرش کپی رایت برای ایران در شرایط فعلی آنگونه که شما گفتید موجب اشتغال مردم ایرانی نمی شود. حریم خصوصی البته باید محترم شمرده شود.  اما در زمینه فردی٬ خوب مالیات ندادن بهتر است. امروز خیلی ها در نیوزیلند از خود می پرسند چرا می بایست بین یک پنجم تا نیمی  از درامدشان را برای مالیات بپردازند. تا صرف امثال محکومین زندانها٬ معتادین و... شود. اگر چیزی قانونی شود البته نظارت هم بر آن ایجاد می شود و برای دسترسی به آن مشکل محدودیت بیشتری ایجاد می شود. البته من با آزاد شدن ماهواره٬ مشروب٬ و.... موافقم. حتی به نظر من موارد ناجوری مثل مواد مخدر را هم می توان قانونی کرد. اما فرض کنید همه این چیزها قانونا آزاد شود و در عین حال قانون آزادی اطلاعات هم اجرا شود٬ آیا در آن زمان شرایط برای استفاده از این آزادی ها سختتر نخواهد شد. مثلا اگر دولت ماهواره را کند و اجازه استفاده از تمام کانالها را بعد از پرداخت مالیات و حق اشتراک( همانند کشورهای )آزاد بدهد٬ حتی به فرض اینکه دولت اسلامی نباشد٬ آیا فکر می کنید کسی که کانالهای خاص را در خانه اش نگاه می کند فرصتی برای استخدام شدن در جامعه به شدت متعصب ایران می یابد. مثال های دیگر را به دلیل امکان ایجاد سو تفاهم نمی آورم.

آزادی البته همیشه خوب است. اما گاهی این آزادی معنی کنترل سفت و سخت دولتی هم دارد که در این صورت بهتر است نباشد.

+ نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 و ساعت 18:43 |
بچه های ایرانی اینجا با تمام بچه های ایرانی که  در ایران٬ مالزی و یا سنگاپور دیده بودم متفاوت اند. در مالزی اکثر بچه ها به صورت مجردی آمده بودند و اکثریت غریب به اتفاق بچه ها هم همچنان تحت حمایت خانواده و دانشجوی کاملا تمام وقت بودند. اما در نیوزیلند تعداد ایرانی هایی که برای درس خواندن از ایران آمده باشند بسیار کم است و در هر دانشگاه به سختی از تعداد انگشتان دست تجاوز میکند. اما اکثریت دانشجوهای ایرانی٬ شهروندی نیوزیلند را هم دارند و دانشجوی محی می باشند و بر عکس جمعیت دانشجویان ایرانی مقیم در سایر کشورها و ساکنین اروپایی تبار نیوزیلند عمدتا با خانواده زندگی می کنند. هر چند که همشان هم برای تامین مخارج زندگی و تحصیل در کنار دانشگاه چند ساعتی در روز را به کار اختصاص می دهند.

+ نوشته شده توسط علیرضا در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 و ساعت 17:27 |
امروز روز بزرگی است. مردم ایران نشان دادند که میتوان کاری کرد و پیروز شد. حتی با وجود سیستم بسته شورای نگهبان و قوه قضاییه و در فضایی که بعضی ها سعی میکردند انگ ارتداد به مخالفان این لایحه بزنند ٬ مردم نشان دادند که میتوان کاری کرد. امروز را باید به خاطر سپرد.

همه مخالف بودند. اما به جرات می توان گفت آنهایی که فریاد اعتراض زدند و کاری عملی انجام دادند به ۱۰۰۰ نفر هم نمی رسیدند و این هزار نفر توانستند کاری بزرگ برای ۷۰ ملیون ایرانی انجام دهند.

داستان لایحه ترویج چند همسری از آنجا آمد که شورای نگهبان اعلام کرده بود " گذاشتن قید برای ازدواج مجدد مردان خلاف اسلام است. سپس قوه قضاییه لایحه جدیدی ارایه کرد و در آن لایحه کلیه شرایط چند همسری را مطابق نظر شورای نگهبان حذف شد و لایحه مطابق قانون به دولت ارسال شد. در این میان دولت احمدی نژاد که اتفاقا در این یک مورد کاملا بی تقصیر بود بندهای محدود کننده دیگری را به آن اضافه کرد تا از عوارض سو آن کمتر شود. و لایحه به مجلس ارایه شد.

در کنار این مطلب خوشحال کننده دو موضوع بسیار نگران کننده نیز وجود دارد که مرتبط با ایرانیان مقیم خارج و وبلاگنویسان است و متاسفانه برای اولین به دادگاه های ایران اجازه دادند که ایرانیان مقیم خارج از کشور را نیز محاکمه کنند. با این اوصاف بیشتر ایرانی ها از فرودگاه مستقیما باید به زندان بروند. و بدتر از آن هم اضافه شدن تعداد اعدام هاست. مثلا فکر می کنم در تاریخ بی سابقه باشد که رمال را به اعدام محکوم کنند. در زمان پیامبر اسلام هم رمال بود در زمان خلفا هم بود اما تنها می گفتند به رمال ها گوش نکنید. خوب آن مساله مربوط به طنها بود و پشتیبانی غربی ها را داشت اما این مفلوک ها (رمالها) و یا آن کسی که به بدعت متهم می شود که البته تمام دانشمندان ایرانی در زمان خودشان به بدعت متهم شدند پناهی ندارد و حتی خبرش هم منتشر نمی شود.

+ نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت 17:6 |
من همیشه و همه جا از حقوق برابر خانم ها و آقایان و ضرورت عدالت و تساوی کامل بین زن و مرد دفاع کرده ام اما؟

امروز این خبر مثل سالهای پیش ار ایران به گوش رسید که علیرغم جنسیتی شدن رشته ها درصد پذیرفته شدگان دانشگاهها دختر هستند. و این خبر متاسفانه کلی هم سایت های فمنیستی را خوشحال کرد. چرا؟ نمیدانم.

  • آیا این دختر خان ها در رشته هایی پذیرفته شده اند که امید پیدا کردن کارد در آن بالاست؟ مطمئنا نه
  • آیا دختر خانمهای ایرانی به خود اجازه می دهند که به ازدواج مردی با مدرک تحصیلی پایین تر در بیایند.
  • چند درصد از قبول شدگان تصمیم دارند در همان رشته تحصیلی شان کار کنند
  • چند درصد از قبول شدگان رشته شان را دوست دارند
  • چند درصد از قبول شدگان استعداد متناسب با رشته تحصیلی شان دارند

و از این بدتر٫ همکنون ما در بسیاری از رشته ها اضافه فارغ تحصیل داریم و بطور قطع می توان گفت که فارغ تحصیل این رشته ها شانسی برای یافتن کار متناسب ندارد. و به همین دلیل با توجه به نقش سنتی نان آوری مرد٬ پسران به سراغ آنها نمی روند و نتیجه این می شود.

بسیاری از دختران هم چنین میگویند که " کار کردن مساله مهمی نیست. من خودم می خواهم فردی تحصیل کرده باشم" این نظر در صورتی که فرد مخارج تحصیلش را خودش تامین نماید کاملا محترم است اما آیا برای فارغ تحصیل دانشگاه سراسری که با هزینه دها ملیون تومان بر دوش ملت مدرک میگیرد هم چنین نظری محترم است.

را حل پیشنهادی من در حذف بیشتر ظرفیت های پذیرش دانشجوی رایگان در رشته هایی است که امیدی به یافتن کار برای آنها نیست و افزایش ظرفیت رشته های مورد نیاز است.  اگر کسی علاقه مند بود می تواند برای علاقه اش پول خرج کند.

البته متاسفانه بلند پروازی های حاکمان فعلی ایران زمینه های اقصادی و تجاری را به شدت محدود کرده است. لیکن در اکثر کشورها تعداد دانشجوهای داخلی بر اساس نیاز دهه بعد آن کشور و طرح های اقتصادی شان تنظیم می شود. مثلا اگر قصد داریم ۵ سال دیگر ایران به یک کشور توریستی تبدیل شود نیاز به داشتن چند صد هزار متخصص مهمانداری داریم. چند ده هزار مترجم چینی٬ ژاپنی و اسپانیولی و ... نیاز است. حال اگر همچین بر نامه ای ایجاد نشود همه این آموزش دیدگان بیکار می مانند.

+ نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 و ساعت 17:32 |


Powered By
BLOGFA.COM