تبليغاتX
سرزمین جنوبی
امروز با کمال تعجب هنگام باز کردن صفحه وبلاگ مهندس جوان با این پیام مواجه شدم:

این وبلاگ به یکی از دلایل زیر مسدود شده است

  • دستور مراجع قانونی جهت مسدود سازی وبلاگ
  • تخطی از قوانین استفاده از سایت
  • انتشار محتوای غیر اخلاقی یا محتوایی که براساس قوانین کشور تخلف است

امید سعادتیان عزیز البته قبلا وبلاگش را به جای دیگری  منتقل کرده بود. پیش از این هم ظاهرا وبلاگش فیلتر شده بود.

متاسفانه چیزی از آرشیو مطالب قبلی امید نمانده است. اما به جرات می گویم که حتی یک مطلب سیاسی نیش دار هم ننوشته است. او اگر چه گاهی وقتها با این و آن شوخی می کرد اما همیشه خطهای قرمز را به روشنی رعایت می کرد. و انصافا آرشیو وبلاگش به عنوان منبعی بسیار مناسب از روزمره های کشور مالزی بود.

شخصا به عنوان یکی از قدمی ترین افرادی که وبلاگنویسی فارسی را در مالزی شروع کرد ( شاید قدیمی ترین) وبلاگ مهندس جوان را بهترین وبلاگ در زمینه زندگی روزمره در مالزی می دانم. جا دارد سایت بلاگفا که به طور طبیعی به دنبال سود تجاری هم می باشد به جای از بین بردن مرجعی زنده درباره حصوز ایرانیان در جنوب آسیا که به نظر من جزیی از ادب و فرهنگ کشور ایران می باشد٬ کمک لازم را برای رفع مشکل این وبلاگ و یا حداقل بازگشت ارشیو ارزشمند این وبلاگ در صفحه مورد نظر انجام دهند.

+نویسنده علیرضا در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 16:35 |
همسر محترم امسال بسیار زودتر از پارسال با آب ردن و کاشتن گندمهایی که از مغازه هندی ها خریده بودیم رسما شروع مراسم سال نو را اعلام کرد. سال نو و پاییزی نو برای ما جنوب نشینان. آدم را به یاد شعرهای بانوی موسیقی ایران شادروان هایده می اندازد! " بهار بهار بهاره اما برای من دور- بهارا هم عین خزون می مونه" فکر کنم شادروان هایده در آن زمان احتمالا در نیوزیلند یا استرالیا به سر می برده اند!!! البته راستش را بخواهید من پاییز را شاید حتی بیشتر از بهار دوست داشته باشم. فصل رنگ و خش خش!

امسال تلاش خواهم کرد که سال نو را به سبک بزرگترهایمان و آنگونه که باشد برگذار کنیم:

خانه تکانی و سبزه ریزی چند روز پیش از نوروز

آیین چهارشنبه سوری و پرش از روی آتش و نیایش برای نابودی اهریمن و ستمگری

پنجشنبه درگذشتگان: نیایش و درخواست آرامش برای درگذشتگان. بویژه آنهاییکه امسال از دست داده ایم.

پیشینیان ما 5 روز آخر سال را که در هیچ ماهی نبودند به ارزیابی گذشته می پرداختند. از دست رفتگان را گرامی می داشتند. اهریمن و ستمگری را به آتش می کشاندند و از خود به دور می کردند. جمع بندی مالی سال پیش را انجام می دادند و با دیدی باز به آغاز سال نو می اندیشیدند.

سال نو تولد دوباره است. انسان دوباره زاده می شود و فرصتی است برای بازسازی آنچه ویران شده بود و شروع دوباره. پس با چشم باز وارد شویم.

پس از آن نوروز است که جشن آفرینش انسان و آغاز دوباره است. شادی و سرور در نوروز بخشی جدانشدنی از فرهنگ ایرانی است. نوروزتان شادمان باد.

+نویسنده علیرضا در یکشنبه شانزدهم اسفند 1388 و ساعت 22:25 |
وزارت علوم لیست دانشگاه های فاقد اعتبار در ایران را ارایه کرد. این دانشگاه ها به هیچ وجه قابل ارزشیابی نیستند و وزارت علوم آنها را به عنوان موسسات آموزش عالی به رسمیت نمی شناسد.

برای دریافت این لیست می توانید به آدرس http://www.msrt.ir/C4/88News/Document%20Library/liste%20daneshgahhaye%20gheire%20motabar.pdf  مراجعه نمایید.

نکته جالب اینجاست که تاکنون دانشگاه های تایید صلاحیت شده اعلام می شد اما برای اولین بار دانشگاه های فاقد صلاحیت کامل ارایه شده اند.

با نگاهی به این لیست شاید تا حدودی بتوان به دلایل ارایه این لیست پی برد:

مالزی: دانشگاه لیم کک وینگ: دانشگاه هنری خوبی که به دلیل اجرای شوی لباس دانشجویی و وجود سالن های مد رفع اعتبار شد.

عراق: دانشگاه کردستان: یکی از دانشگاه های خوب عراف که اخیرا دانشجوهای زیادی از ایران گرفت و رویه ای آزاد و غیر مذهبی دارد.

آمریکا: چندین موسسه آموزش عالی امریکا: دلیلش هم واضح است قبلا اسم چند تای آنها در لیست جنگ سرد آمده بود!

چندین موسسه اسلامی در کشورهای غربی: آن هم واضح است. ایران حق انحصاری آموزش اسلامی را برای خود می داند

بقیشون رو هم من خبر ندارم....



با تشکر از حسین نویسنده وبلاگ مقالات و آموزش

+نویسنده علیرضا در جمعه چهاردهم اسفند 1388 و ساعت 9:23 |
در یک اقدام عجیب دو روح تسخیر شده در کرایسچرچ ( دومین شهر بزرگ پس از اوکلاند و سومین شهر مهم پس از اوکلاند و ولینگتون) به حراج گذاشته شد. قیمت فعلی این ارواح ۴۵۰ دلار نیوزیلند می باشد و افراد مختلف در حال شرکت در حراجی و دادن پیشنهاد بالاتر هستند.  برای خرید این ارواح می بایست در نیوزیلند حضور داشته باشید و عضو سایت Trademe بشوید.

اصل اطلاعیه از این قرار است:

TWO CAPTURED GHOSTS

  • two captured ghostCurrent bid: $450.00
  • Reserve met Reserve met 
  • Closes: Mon 8 Mar, 9:46 pm

Captured ghosts from our house

Captured by an exorsist from a spiritualist church

one spirit we believe is a man by the name of Les Graham, managed to track down a photo. He died in the house in the 1920's.
Exorsist believes this spirit likes to make himself known and spook people. but he is not a very strong spirit.

The other spirit came from when me and my partner stupidly did an Oujia Board. We believe it is a little girl who likes to move things and turn things on and off. Exorsist says she is VERY strong and if left will get stronger.

We have had no activity since they were bottled on July 15th 2009 . So i believe they are in the bottles.

They are bottled with holy water as aparantly the water dulls the spirits energy, sort of puts them to sleep.

To revive the spirit, i have been told that you pour into a little dish and let it evaporate into your house.

I just want to get rid of them as they scare me. But someone might like these to play with.

So if you like ghosts, heres two real ones!

برای مشاهده منبع خبر هم می توانید به آدرس http://www.trademe.co.nz/Antiques-collectables/Museum-pieces-artifacts/auction-275074040.htm مراجعه کنید.

 

+نویسنده علیرضا در پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388 و ساعت 15:4 |
تا پیش از آمدن اینطرفها فکر می کردم غربی ها خیلی خیلی قانون برایشان مهم است و همیشه به آن احترام میگذارند. این مساله البته تا حدودی درست است اما نه همیشه:

1- خیابان شلوغ است و چراغ راهنما هم نصب شده است: عکس العمل : احترام به قانون

2- خیابان خلوت است و ماشینی نمی گذرد. اما چراغ راهنمایی مردم را به انتظار فرا می خواند: عکس العمل: مردم رد می شوند.

3- کمربند ایمنی اجباری است قرار است تا دو کوچه بالاتر بروند و خبری از پلیس هم نیست: اکثرا کمربند ایمنی نمی بندند.

4- در اتوبوس به طور واضح نوشته شده غذا نخورید؛ نیاشامید؛ سیگار نکشید: کسی سیگار نمی کشد اما افرادی هستند که کیکی یا میوه ای می خورند.

5- نوشته شده مصرف الکل در ساحل ممنوع است: در مارض عموم کسی الکل نمی نوشد. اما در جاهای خلوت چرا

6- در بیشتر جاها نوشته اند سگ ها در بند باشند: کسی گوش نمی کند و کسی هم ناراحت نمی شود.

7- ریختن آشغال در همه جا ممنوع است. بعضی جاها یک نشان هم دارد: کسی در هیج حا آشغال نمی ریزد.

در نتیجه: کسی به قوانین تحمیلی نوشته شده توسط دولت توجهی ندارد مگر آنکه پلیسی در کار باشد. وگر نه مردم به باورهای شخصی و احساسی- اخلاقی خودشان عمل می کنند و نه قانون. شاید به همین دلیل باشد که ستمگران نمی توانند به راحتی بر مردم مغرب زمین مسلط شوند که نتیجه آن به وجود آمدن مردم سالاری و معیارهای حقوق بشری است.

احترام قانون البته همیشه وابسته به احترام قانون گذار . میزان مقبولیت وی دارد. این مقبولیت گاهی از جنس محبوبیت است و گاهی از جنس قدرت. گاهی هم فقط احترام به قانون است و بس. تا جایی که من دیده ام هر مقدار جامعه پیشرفته تر باشد رفتار منظم مردم متاثر از گرایشهای درونی است تا احترام به قانون خارجی. مثلا چون سیگار کشیدن در اتوبوس دیگران را اذیت می کند سیگار نمی کشند و نه به خاطر نشان " سیگار کشیدن اکیدا ممنوع"

+نویسنده علیرضا در دوشنبه دهم اسفند 1388 و ساعت 22:35 |


Powered By
BLOGFA.COM