پیرو در خواست های مکرر دوستان درباره ویزای کار، ثبت شرکت، کار در شرکتهای مالزی و.... مطالبی را در باره این موضوع به اطلاع دوستان می رساند:
مطالبی برگرفته از سایت ایرانمالزیا :
"
ویزای کار مالزی مسئله ایست که ماهانه صدها ایمیل و تماس را با این
سایت منجر می شود. در این مقاله به جنبه هایی از این مسئله می پردازیم.
قبل از هر چیز بهتر است عنوان کنیم این مطلب هیچ ارتباطی با انواع متداول
تر ویزای مالزی نظیر ویزای دانشجویی، ویزای خانه دوم و ویزا از طریق ثبت
شرکت و سرمایه گذاری در مالزی ندارد. در این مقاله مقصود از ویزای کار
ویزایی است که یک فرد متخصص یا غیر متخصص خارجی که جویای کار -به معنای استخدام شدن و نه راه اندازی کسب و کار - در مالزی است می گیرد و برای کار به مالزی می آید و در یک موسسه یا شرکت مشغول به کار می شود.
نکته اول: ویزای کار در
مالزی را همیشه کارفرما تامین می کند هیچگاه کارگر یا نیروی کار نمی تواند
برای این نوع ویزا اقدام کند. ابتد کارفرما متقاضی را تائید می کند و پس
از دوره آزمایشی خود کارفرما برای متقاضی در خواست ویزای کار می کند.
متقاضی در این میان نقشی ایفا نمی کند.
نکته دوم: فعلاً دو
میلیون کارگر خارجی در مالزی هستند و مالزی نه تنها علاقه ای به ازدیاد
این تعداد ندارد بلکه در پی کاهش این تعداد نیز می باشد.
نکته سوم: متقاضیان
ایرانی به این مسئله توجه کنند که مزیت نسبی تعیین کننده تصمیم گیرندگان
بازار کار است. یعنی در مورد تامین نیروهای متخصص کشورهایی نظیر هند برای
تامین نیروی کار غیر متخصص اندونزی بر ایران مزیت نسبی دارند. علت هم
دلایل مختلف قرهنگی و اقتصادی می باشد که جای شرح آن در این مقاله نیست.
پس کارفرمایان مالزی انتخابهای دیگری را در نظر دارند و در هیچ برنامه
دولتی و خصوصی خبری از وارد کردن نیروی کار از ایران سراغ نداریم.
نکته چهارم: شانس پیدا
کردن کار در مالزی برای کسانی که در مالزی به صورت قانونی اقامت ندارند
خیلی خیلی کم است بنابر این نمی توان امید چندانی به پیدا کردن کار از
طریق اینترنت یا آژانس های کاریابی داشت آنهم در شرایطی که متقاضی در
ایران به سر می برد. اغلب ایرانیان مشغول به کار در مالزی دانشجویانی بوده
اند که در مالزی درس می خواندند و پس از خاتمه تحصیل جذب بازار کار این
کشور شده اند."
و مطالب نویسنده: نوشته های بالا را تایید میکنم. تجربه شخصی خودم هم در این زمینه چندان جالب نبود. زمانی که به عنوان دانشجوی فوق لیسانس به مالزی آمدم بارها و بارها درخواست کار دادم. با توجه به اینکه چندسالی تجربه کار در ایران داشتم و رزومه نسبتا قوی داشتم چندین بار برایم ایمیل دعوت به مصاحبه می رسید اما به محض اینکه می فهمیدند ایرانی هستم و دانشجو بی خیال می شدند. دوستانی که به این طریق کار پیدا کرده اند عمدتا در رشته های کامپوتری و برای توسعه نرم افزار ها بوده است انهم کارهای سخت با حقوق پایین/ درزستورهانه دانشجو ها میتوانند کار کنند اما درامد آن تنها 3 تا 6 دینگیت در ساعت است یعنی هیچ. من ایرانی را که در رستورانهای محلی کار کند نمی شناسم. و واقعت این است که تا اندونزیایی ها و فیلی پینی ها با فرهنگ های کشابه مردم این دیار هستند نوبتی به ایرانی ها نمی رسد. جهت استحضار دوستان، هزینه گرفتن یک خدمتکار تمام وقت بین 400 تا 800 رینگیت است پس حتی فکرش را هم نکنید.
بعد از گرفتن فوث لیسانس در مالزی شرایط تا انداطه ای فرق کرد و کمی راحتتر شد. در این زمان بود که به عنوان مدرس در یک دانشگاه مالزی استخدام شدم. اما این را هم بگویم که اولا با هزار دردسر بود و ثانیا روز مصاحبه با من از نظر سطح اطلاعات، تجربه و تسلط بر زبان انگلیسی بر 6 نفر دیگر اختلاف کاملا اساسی داشتم و بدون هیچ شکی درصورت اختلاف کم با نیروهای محلی شانسی برای استخدام نداشتم. البته قرارداد کار هم اینجا دوساله است و هیچ تضمینی برای ادامه آن وجود ندارد.
ثبت شرکت در مالزی اسان است و سرجمع 2500 رینگیت هزینه دارد البته اگر مه کارها را خودتان انجا دهید. شما برای گرفتن ویزا نیاز به 350 هزار رینگیت سرمایه دارید که عمدتا فقط ادعا کافی است( البته بعدا ممکن است باعث دردسر شود) اما نکته مهم وجود طرح موفق اقتصادی است و نه صرفا تاسیس شرکت و پرداخت مالیات.
ایرانی های اینجا عمدتا دانشجو اند. منبع مالی اکثر آنها از ایران می آید. گروه نسبتا قابل توجهی هم به از دانشگاه بورسیه یا کمک هزینه میگیرند( از جمله خود من). گروهی هم کارهای مربوط به ایرانی ها را انجام میدهند و با شرکت های پزیرش دانشجو همکاری میکنند. پروپوزال می نویسندو در تز نوشتن به بقیه کمک میکنند. کلاسهای خصوصی میگذارند. این گروه هم درامد چندانی ندارد چون اصل درامد به جیب شرکتها می رود. یکی از این شرکتها که 600 هزار تومان برای گرفتن پذیرش میگیرد, تنها 200 رینگیت ( 60 هزار تومان)( به علاوه 130 رینگیت پولی که باید برای پزیرش به دانشگاه واریز شود) را به بچه های همکارشان میدهد که پزیرش بگیرند و بقیه را به عنوان کمیسیون بر میدارد. بعضی از ایرانی ها هم در صف تور گاید شدن هستند.
دسته دیگری از ایرانیان، هم به کارهای تجاری مربوط به ایرانی های دیگر می پردازند و مغازه هایی میزنند که تنها مشتری ایرانی دارد. مانند رستورانها و سوپرهای ایرانی. و تعداد بسیار بسیار کمی هم فعالیت تجاری میکنند.
واقعیت این است که مالزی کشوری بسیار نژاد پرست است و هندی ها و چینی های مالزی بعد از نسلها زندگی هنوز رسما و مطابق قانون شهروند درجه دو هستند. قیمت خانه ها، نرخ سود بانکی و.... برای بومیپوترا ها( مالایی های مسلمان) کمتر است. از طرفی چینی ها هم از مالایی ها خوششان نمی اید و با توجه به اینکه بخش خصوصی مالزی را چینی ها میگردانند، تا انجا مه می توانند مالایی ها را استخدام نمیکنند. خارجی ها را هم که اصلا به حساب نمی آورند و اگر شما از یک کمپانی مالزیایی پول بگیرید، مالایی ها حس بدی به شما پیدا میکنند که چرا یک خارجی باید بیاید و اینقده پول بگیرد در حالی که مالایی های فقیر زیادی هم هستند. البته اوضای کار در بخش دانشگاهی آنهم دانشگاه های خصوصی و موسسات پژوهشی بهتر است.
+ نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه نهم تیر 1387 و ساعت
5:26 |